ظاهر شدن فیلمبرداری عکسبرداری Galaxy S8

ظاهر شدن: فیلمبرداری عکسبرداری Galaxy S8 Samsung مقایسه دوربین کانال دوربین

گت بلاگز اخبار حوادث عکس + ناگفته‌های زندگی قاتل ملیکا

رضا یکی از کوچک‌ترین متهمان قتل کشور هست؛ 13 سال و سه ماه دارد و متهم هست، ملیکای هشت ساله را کشته تا گوشواره‌هایش را بدزدد و با پول آن دوچرخه‌اش را تعمیر کند.&

عکس + ناگفته‌های زندگی قاتل ملیکا

ناگفته های زندگی قاتل ملیکا +عکس

عبارات مهم : جنایت

رضا یکی از کوچک ترین متهمان قتل کشور هست؛ 13 سال و سه ماه دارد و متهم هست، ملیکای هشت ساله را کشته تا گوشواره هایش را بدزدد و با پول آن دوچرخه اش را تعمیر کند.

اولین باری که او پیش خانواده اش به قتل اعتراف کرد، دقایقی بعد از آخرین بازجویی ها، از پشت تلفن بود و نخستین عضو خانواده که اعترافاتش را شنید، مادرش بود. این زن که پیش از این، قتل برادرش را هم تجربه کرده هست، به جام جم می گوید: «دو روز بعد از اتفاق پسرم از بازداشتگاه زنگ زده بود ولی تا گفت ملیکا را کشته، تلفن قطع شد.»

او هنوز باور ندارد پسرش مرتکب قتل شده است است و راجع به روز اتفاق می گوید: «ساعت 6 بعدازظهر چهارم مهر، دوقلوهایم را برداشتم و همراه رضا به پارک سر کوچه رفتم. مادربزرگ و دخترعموی ملیکا هم آنجا بودند. رضا بعد از نیم ساعت جهت خوردن آب به منزل رفت و 20 دقیقه بعد دوباره به پارک برگشت. نزدیک غروب، همراه رضا و دوقلوهای هفت ساله ام به سمت منزل حرکت کردیم. ناگهان سر و صدا شد. مادر ملیکا جیغ می زد فرزند ام … فرزند ام … همه بیرون ریخته بودند. من و رضا هم به کوچه رفتیم. پلیس هم آمده بود. بعد از چند ساعت، پدر ملیکا دمپایی دخترش را پیدا کرد. بعد همراه ماموران وارد انباری منزل ای متروکه شدند و بعد از دقایقی، جسد ملیکا را بیرون آوردند. آن موقع رضا هیچ واکنشی نداشت. ساعت 12 شب هم خوابید و صبح مسیر 20 دقیقه ای تا مدرسه را پیاده رفت. معلمش هم گفته رفتارش عادی بود. بعد برگشت و درس هایش را خواند.»

عکس + ناگفته‌های زندگی قاتل ملیکا

ماموران یک روز بعد از اتفاق به رضا مشکوک شدند و او را دستگیر کردند. مادر متهم می گوید: «غروب روز بعد، از کلانتری آمدند و سراغ رضا را گرفتند. او گفت جهت چه؟ کجا باید بیایم؟ من درس دارم … مامور هم گفت زیاد طول نمی کشد. ساعت 4 صبح رهایش کردند، شب هم پیش خودم خوابید. صبح بلند شد، صبحانه اش را خورد و دوباره به مدرسه رفت.»

ظن ماموران به رضا آنقدر تقویت شده است بود که ساعت 3 بعدازظهر 6 مهر، دوباره سراغش آمدند و این بار او را جهت هر لحظه دستگیر کردند. مادر رضا می گوید: «روز دوم بعد از قتل، ماموران آمدند و گفتند پسرم جهت دزدی گوشواره ها و تامین پول تعمیر دوچرخه اش، ملیکا را به بهانه بازی به انباری کشانده، دستانش را با بند کفش بسته و بعد از خفه کردنش، جسدش را در انباری دفن کرده هست. همان موقع هم منزل و زندگی مان را گذاشتیم و از شهر رفتیم.»

رضا یکی از کوچک‌ترین متهمان قتل کشور هست؛ 13 سال و سه ماه دارد و متهم هست، ملیکای هشت ساله را کشته تا گوشواره‌هایش را بدزدد و با پول آن دوچرخه‌اش را تعمیر کند.&

قتل به خاطر دزدی گوشواره

براساس محتویات پرونده، رضا در بازجویی ها اعتراف کرده است: «ملیکا را چند بار در محله مان دیده بودم و او را می شناختم. روز حادثه، بعد از دیدن او منتظر ماندم تا از دوستانش جدا شود. با هم به منزل ای متروکه در آن حوالی رفتیم. به ملیکا گفتم جهت بازی باید ابتدا دست هایت را ببندم. او که فریب حرف هایم را خورده بود، قبول کرد و من با بند کفش دست هایش را بستم. بعد هم جهت این که بتوانم هزینه تعمیر دوچرخه ام را جور کنم، گوشواره هایش را دزدی کردم. می دانستم اگر از منزل متروکه بیرون برود، ماجرا را به همه می گوید جهت همین با دستانم خفه اش کردم. سپس جهت این که کسی متوجه قتل نشود، جنازه را همان جا خاک کردم.»

مادر رضا اعترافات پسرش راجع به هزینه تعمیر دوچرخه را رد می کند و مدعی است: «پسرم هیچ پولی بابت تعمیر از من یا پدرش نخواسته بود. چند روز بعد هم هنگامی که او را در بازداشتگاه دیدم، پرسیدم تو ملیکا را کشته ای؟ گفت نه. زمانی که رفته بودم آب بخورم، مردی را دیدم که از انباری محل فوت ملیکا بیرون آمد. رفتم آنجا ببینم چه خبر هست، دیدم ملیکا دست هایش از پشت بسته شده. من هم گوشواره هایش را در جیبم گذاشتم و دوباره به پارک برگشتم. اصلا هم به خاک دست نزدم.»

عکس + ناگفته‌های زندگی قاتل ملیکا

مادر ملیکا: از حقم نمی گذرم

در سوی دیگر مادر ملیکا حضور دارد. او چهار سال پیش از شوهرش جدا شد و همین یک دختر را داشت. می گوید: «آن روز ملیکا به منزل دوستش رفته بود تا با تبلت بازی کند. با تاریک شدن هوا نگرانش شدم. همه جا را دنبالش گشتم ولی هنگامی که پیدایش نکردم با پلیس تماس گرفتم. آنها چهار ساعت بعد جسد دخترم را در یک منزل متروکه پیدا کردند.

پس از سه روز، ماموران گفتند پسری 14 ساله را به اتهام قتل دخترم دستگیر کرده اند. شنیده ام به خاطر گوشواره ها، دخترم را به خرابه کشانده هست. احتمالا ملیکا آنجا سر و صدا کرده و متهم هم او را خفه کرده هست. هنگامی که به منزل می آیم و وسایل دخترم را می بینم گریه امانم را می برد. هنگامی که به دفتر، کتاب و وسایل مدرسه اش نگاه می کنم جگرم آتش می گیرد. ما در منزل پدری ام زندگی می کردیم. من از حقم نمی گذرم.»

رضا یکی از کوچک‌ترین متهمان قتل کشور هست؛ 13 سال و سه ماه دارد و متهم هست، ملیکای هشت ساله را کشته تا گوشواره‌هایش را بدزدد و با پول آن دوچرخه‌اش را تعمیر کند.&

فرماندار هفتکل ولی نظر دیگری دارد و می گوید: «رضا تحت تاثیر اینترنت و اینستاگرام، تلگرام، شبکۀ اجتماعی فیس بوک و … مرتکب قتل ملیکا شده است است.»

یک مقام آگاه در پلیس آگاهی راجع به این جنایت به جام جم گفت: «پس از ناپدید شدن ملیکا و کشف جسد او با توجه به حساسیت ماجرا تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی خوزستان با دستور سردار عباس زاده تحقیقات در این رابطه را شروع کردند و متوجه حضور پسر نوجوانی در وقت قتل در حوالی خرابه شدند.

عکس + ناگفته‌های زندگی قاتل ملیکا

متهم از سوی ماموران و با دستور قضایی دستگیر شد. وجود آثار خاک در زیر ناخن هایش و همچنین کشف گوشواره های مقتول که در اختیار او بود حکایت از ارتکاب جنایت به وسیله وی داشت.

او هنگامی که برابر افسر تحقیق قرار داده شد به ارتکاب جنایت اعتراف کرد و در جریان بازسازی صحنه قتل به تشریح نحوه کشتن و دفن جسد ملیکا پرداخت.»

وی افزود: «اعترافات متهم و نحوه بازسازی جنایت با آثار کشف شده است در صحنه قتل مطابقت دارد و او با دستور قضایی بازداشت هست. ادعاهای مطرح شده است راجع به این که او همدست داشته یا منکر اتهام خود شده است هست، درست نیست و رسانه ها نباید به این شایعات دامن بزنند.»

پدر و مادر متهم به قتل ملیکا، 16 روز بعد از اعتراف پسرشان در گفت وگو با جام جم ناگفته های شخصیتی و شکل تربیتی رضا را بازگو کردند. ناگفته هایی که باعث شد پسر دانش آموز در این سن مرتکب جنایتی هولناک شود.

به درس خاصی علاقه نداشت

رضا کلاس هشتم هست. او را در مدرسه شبانه روزی عضویت کرده بودند. درس رضا ضعیف بود ولی انضباطش هر لحظه 20 می شد. مادرش می گوید: «پسرم پارسال سه تا تجدید آورد ولی شهریور خواند و قبول شد. او به درس خاصی علاقه نداشت ولی با شوق و ذوق در کلاس های جوشکاری یا برق ماشین شرکت می کرد.»

پرخاشگری نداشت

مادر رضا، پسرش را فردی آرام توصیف می کند و می گوید: «تا حالا نشنیده بودم در خیابان یا مدرسه دعوا کند. هیچ پرخاشگری خاصی هم نداشت. فقط بعضی اوقات دوقلوها – برادرهایش – را می زد. او از در منزل بیرون نمی آمد. بعضی وقت ها هم که دم در، همسایه ای را می دید و سلام نمی کرد، به او تذکر می دادم.»

دوستان محدود؛ تفریحات محدودتر

دایره دوستان رضا محدود بود. مادرش می گوید: «پسرم دو سه تا دوست زیاد نداشت و همه ارزش را می شناختم. معمولا نمی گذاشتم تنهایی جایی برود و زیاد وقت ها او را با خودم به پارک سر کوچه می بردم. پدرش هم خیلی سختگیر است و اجازه بیرون رفتن به او نمی داد. رضا از پدرش خیلی می ترسید. هنگامی که رفته بودم کلانتری او را ببینم، گفت پدرش نباشد تا بتواند حرف بزند. با من مثل دوست بود و همه چیزش را برایم تعریف می کرد.» آن طور که مادر رضا می گوید، تفریحات پسر 13 ساله اش در دیدن تلویزیون با برادران دوقلویش خلاصه می شد.

روزی 2000 تومان جهت خرجی

پدر و مادر رضا روزی 2000 تومان پول توجیبی به او می دادند. مادرش می گوید: «سرنبش مدرسه رضا یک دکه فلافل فروشی هست. رضا با پولی که به او می دادیم، ساندویچ و نوشابه می خرید.»

اختلاف ریشه دار با خانواده پدر

اختلاف و درگیری سر ارثیه پدری باعث شد تا رضا از داشتن ارتباط با عمو و عمه هایش محروم باشد. مادرش می گوید: «من 14 سال پیش با پدر رضا ازدواج کردم و چند بار باردار شدم ولی فرزند ام سقط شد تا این که رضا به دنیا آمد. سال ها پیش، شوهرم به خاطر یک تراکتور ارثیه با خواهر و برادرش اختلاف پیدا کرد و از آن وقت به بعد، ارتباط ارزش قطع شد.»

دایی رضا کشته شده است است

دایی رضا هفت سال پیش در عسلویه کشته شده است هست. مادر متهم می گوید: «برادر من، هفت سال پیش، هنگامی که 25 ساله بود در عسلویه کشته شد ولی هنوز قاتلش دستگیر نشده هست. هنگامی که جسد ملیکا را پیدا کردند، یاد او افتادم. »

پسرم خیلی از من می ترسید

پدر رضا کشاورز است و با تراکتور، روی زمین دیگران کار می کند. از هنگامی که به خاطر قتل ملیکا مجبور شد شبانه منزل و زندگی اش را رها کند، سر کار نرفته هست. او راجع به ارتباطش با رضا به جام جم می گوید: «ارتباطم با پسرم خوب بود ولی مثل چی از من می ترسید. اگر درس نمی خواند یا با فرزند های بی تربیت می گشت، حسابی تنبیهش می کردم. البته زیاد با او حرف می زدم ولی بعضی وقت ها هم به صورتش سیلی می زدم.»

او راجع به روزی که رضا به خاطر مردود شدن در مدرسه از منزل فرار کرد، می گوید: «پشت منزل ما یک خرابه هست. رضا جهت این که با من روبه رو نشود، به آنجا رفته و کنار یک کمد پنهان شده است بود. تا غروب منزل نیامد. نگرانش شدیم و به چند نفر از اعضای فامیل زنگ زدیم ولی کسی او را ندیده بود. جهت پیدا کردنش از منزل بیرون رفتم. هنگامی که برگشتم با رضا روبه رو شدم. می خواستم تنبیهش کنم ولی مادرش مرا به پدر و مادرم قسم داد. فقط گفتم خجالت نکشیدی؟ فرزند های مردم همه قبول شدند؛ از خجالت آب شد.»

جلوی کلانتری پدر ملیکا را دیدم

پدر رضا یک بار به شکل اتفاقی با پدر ملیکا روبه رو شده است هست. می گوید: «وقتی رضا را گرفتند جهت پرس و جو به کلانتری رفتم. موقع برگشتن، مردی را دیدم که با لباس مشکی کنار یک پراید ایستاده بود، گفتم به فلان جا می روی؟ یکهو گفت نه، دخترم را آنجا کشته اند. آنجا فهمیدم این مرد، همان پدر ملیکاست.»

ریشه های ارتکاب جنایت هولناک

دکتر حسینی، جرم شناس راجع به ریشه های وقوع این جنایت به جام جم می گوید: «با بررسی زندگی رضا و گذشته او متوجه می شویم پسر دانش آموز به خاطر واکنش‌ها والدینش فردی گوشه گیر و دایره دوستانش محدود بود. حتی ارتباط با دوستان و تفریحات او مثل رفتن به پارک زیر نظر والدینش انجام می شد. از سوی دیگر قطع شدن ارتباط با اعضای خانواده پدر و همچنین خبر قتل دایی باعث رشد ریشه های ارتکاب خشونت در وجود او شده است بود.»

وی افزود: «رفتار پدر رضا با پسرش باعث شده است متهم نتواند ارتباط خوبی با پدرش داشته باشد. به طوری که بعد از خراب شدن دوچرخه اش ترجیح داده جهت مدتی دوچرخه نداشته باشد تا این که از پدرش درخواست پول کند. همین عنوان یکی از دلایل ارتکاب قتل از سوی او بوده است به طوری که تصمیم به دزدی می گیرد تا با فروش گوشواره های ملیکا هزینه تعمیر دوچرخه اش را تامین کند. اگر در گذشته رضا زیاد تامل و بررسی کنیم با خشونت های خفته ای در زندگی او روبه رو می شویم که این خشونت ها به مرور وقت با ارتکاب جنایتی هولناک خود را عیان کرده است.»

این جرم شناس اعتقاد است جهت جلوگیری از تکرار جنایت های مشابه باید ریشه های وقوع این قتل از سوی روان شناسان، جرم شناسان و جامعه شناسان مورد بررسی قرار گیرد تا با شناسایی آنها جهت پیشگیری استفاده شود.

واژه های کلیدی: جنایت | زندگی | مدرسه | دوچرخه | گوشواره | اخبار حوادث

عکس + ناگفته‌های زندگی قاتل ملیکا

عکس + ناگفته‌های زندگی قاتل ملیکا


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz